شمارۀ موبایل خود را وارد کنید تا مشاوران ما در ساعات اداری با شما تماس بگیرند
آنچه در ادامه می خوانید
Toggleدر تجارت بینالمللی، شناخت انواع اینکوترمز برای هر واردکننده و صادرکننده ضروری است؛ زیرا این قواعد تعیین میکنند چه کسی مسئول حمل، بیمه، ریسک و هزینههاست. قوانین اینکوترمز بهعنوان یک استاندارد جهانی، مانع برداشتهای متفاوت طرفین شده و فرآیند حملونقل را شفافسازی میکند. هر یک از انواع اصطلاحات اینکوترمز مانند EXW، FOB، CIF، CPT و DDP مدل خاصی از تقسیم مسئولیت را ارائه میدهد و انتخاب درست آنها از اختلافات مالی، تأخیرهای بندری و ضررهای بیمهای جلوگیری میکند. درک این اصطلاحات در بیمه باربری پاسارگاد باعث میشود معامله، پیشبینیپذیر، کم ریسک و کاملاً حرفهای انجام شود.
انواع اینکوترمز مجموعهای از قواعد استاندارد بینالمللی هستند که در تجارت خارجی مسئولیت، ریسک و هزینههای حملونقل میان خریدار و فروشنده را مشخص میکنند. طبق قوانین اینکوترمز نسخه 2020، این اصطلاحات در چهار گروه اصلی دستهبندی میشوند و هر کدام سطح متفاوتی از تعهدات را تعریف میکنند. انواع اصطلاحات اینکوترمز شامل گروه E تحویل در محل فروشنده مانند EXW، گروه F تحویل در مبدأ بدون پرداخت کرایه حمل اصلی مانند FCA، FAS و گروه C تحویل در مبدأ با پرداخت کرایه حمل اصلی توسط فروشنده مانند CFR، CIF، CPT و CIPو گروه D تحویل در مقصد با حداکثر مسئولیت فروشنده مانند DAP، DPU و DDP است. در بیمه باربری وارداتی و صادراتی انتخاب درست هر اصطلاح به نوع کالا، مدل حمل، تجربه لجستیکی طرفین و میزان کنترلی که خریدار یا فروشنده میخواهند در فرآیند حمل داشته باشند بستگی دارد.

در گروه E از انواع اینکوترمز فقط یک حالت داریم: EXW . در این گروه، فروشنده صرفاً متعهد است کالا را در محل خود (کارخانه، انبار، کارگاه) آماده تحویل کند و عملاً تمام ریسک و هزینههای بعدی روی دوش خریدار است. طبق قوانین اینکوترمز 2020، فروشنده حتی الزام قانونی برای انجام تشریفات صادرات هم ندارد مگر اینکه در قرارداد صریحاً توافق شود.
مزیت اصلی گروه E برای فروشنده، حداقل تعهد و حداقل درگیری با حملونقل و گمرک است؛ برای خریدار فقط زمانی منطقی است که شبکه قوی حملونقل، کارگزار گمرکی قابل اعتماد و تیم لجستیک حرفهای دارد. این گروه برای صادرکنندگان مبتدی یا کشورهایی با فرآیند گمرکی پیچیده چندان توصیه نمیشود، چون اختلاف در تفسیر مسئولیتها بر اساس قوانین اینکوترمز میتواند به راحتی منجر به دعوای حقوقی شود.
در ترم EXW، فروشنده کالا را در محل تعیینشده (معمولاً کارخانه یا انبار خودش) بستهبندی و آماده تحویل میکند؛ از لحظهای که کالا «آماده بارگیری» در اختیار خریدار قرار گرفت، ریسک و هزینهها کامل به خریدار منتقل میشود. در انواع اصطلاحات اینکوترمز، EXW حداقل تعهد برای فروشنده و حداکثر مسئولیت برای خریدار است؛ خریدار باید بارگیری روی وسیله حمل، حمل داخلی، صادرات، حمل بینالمللی، واردات و تحویل نهایی را مدیریت کند.
مزیت EXW برای فروشنده: ساده، بدون درگیری با حملونقل و گمرک. برای خریدار: امکان کنترل کامل بر مسیر حمل و انتخاب بهترین نرخها. روش عملی استفاده: در قرارداد فروش صراحتاً «EXW + نام محل» نوشته میشود، خریدار شرکت حمل و کارگزار گمرکی را انتخاب کرده و خود مسئول رزرو کامیون، بارگیری، بیمه و تشریفات صادرات است. طبق قوانین اینکوترمز، EXW معمولاً برای معاملات داخلی یا وقتی خریدار در کشور فروشنده حضور فیزیکی یا نماینده محلی دارد مناسب است، نه برای صادرات کلاسیک که فروشنده تجربه دارد. خریداران حرفهای، شرکتهای چندملیتی با دفتر محلی، خریداران دارای شبکه قوی فورواردر و کارگزار گمرکی در مبدأ.
در گروه F از انواع اینکوترمز ، FAS، (FOB)، فروشنده کالا را تا نقطهای در کشور مبدأ تحویل میدهد، تشریفات صادرات را معمولاً خودش انجام میدهد، اما کرایه حمل اصلی بینالمللی را پرداخت نمیکند؛ این هزینه بر عهده خریدار است. این گروه جزو شرایط ارسال Shipment Terms در انواع اصطلاحات اینکوترمز است؛ یعنی نقطه انتقال ریسک در مبدأ تعریف میشود، نه در مقصد.
مزیت گروه F این است که فروشنده کنترل و مسئولیت منطقی روی بخش داخلی و صادرات دارد، اما درگیر مذاکره کرایه حمل اقیانوسی یا هوایی نمیشود. از طرف دیگر، خریدار میتواند با فورواردر مورد اعتماد خود قرارداد ببندد. انتخاب FCA، FAS یا FOB بستگی به نوع حمل (کانتینری یا فله)، نوع بندر و مرحلهای دارد که فروشنده حاضر است ریسک را تحویل دهد.
FCA یا FREE CARRIER همان تحویل در محل تعیین شده به حمل کننده در کشور مبدأ است. در FCA، فروشنده کالا را پس از بستهبندی و انجام تشریفات صادرات، به حملکنندهای که خریدار معرفی کرده، در محل تعیینشده تحویل میدهد؛ این محل میتواند درب کارخانه فروشنده یا یک ترمینال/بندر داخلی باشد. از لحظه تحویل کالا به حملکننده، ریسک و بخش عمده هزینهها طبق قوانین اینکوترمز به خریدار منتقل میشود. FCA برای همه شیوههای حمل (زمینی، هوایی، دریایی، چندوجهی) قابل استفاده است.
مزیت FCA نسبت به EXW این است که فروشنده مسئول بارگیری و تشریفات صادرات است و خریدار از نظر عملی کمتر درگیر فرآیندهای محلی میشود. در عمل، در انواع اصطلاحات اینکوترمز، FCA بهترین گزینه برای محمولههای کانتینری است؛ چون کالا معمولاً به ترمینال کانتینری یا انبار فورواردر تحویل میشود، نه «روی عرشه» کشتی. کاندید مناسب: صادرکنندگانی که میخواهند مسئولیت خود را منطقی انجام دهند اما کرایه اصلی را به خریدار بسپارند، و خریدارانی که فورواردر جهانی دارند و ترجیح میدهند نرخ فریت را خودشان کنترل کنند.
FAS یا Free Alongside Ship همان تحویل در کنار کشتی است. در FAS، فروشنده کالا را پس از ترخیص صادراتی، تا «کنار کشتی» خریدار در بندر بارگیری میبرد؛ یعنی روی اسکله، اسکله شناور یا بارج، بهطوریکه امکان بارگیری مستقیم روی کشتی وجود داشته باشد. از این نقطه، ریسک و هزینه طبق انواع اینکوترمز به خریدار منتقل میشود و خریدار مسئول بارگیری روی کشتی، کرایه حمل اقیانوسی، بیمه و واردات است. این شرط فقط برای حمل دریایی/رودخانهای و عمدتاً بارهای فلهای (غلات، مواد معدنی، نفت، فله مایع) توصیه میشود.
مزیت FAS برای فروشنده این است که کنترل کامل روی حمل داخلی تا اسکله دارد و در عین حال، درگیر بارگیری روی کشتی و کرایه اقیانوسی نمیشود. طبق قوانین اینکوترمز 2020، FAS زمانی پیشنهاد میشود که خریدار توان مدیریت قرارداد کشتی (Charter Party) را دارد و میخواهد نحوه بارگیری و هزینههای آن را خودش مدیریت کند. کاندید مناسب تجار بزرگ کالاهای فله، شرکتهای نفتی و معدنی، و خریدارانی که خودشان کشتی چارتر میکنند.
FOB یا Free On Board همان تحویل کالا روی کشتی یا شناور است. در FOB، فروشنده کالا را پس از بستهبندی و ترخیص صادراتی، «روی عرشه کشتی» که خریدار معرفی کرده تحویل میدهد. به محض عبور کالا از نرده کشتی یا بارگیری کامل روی کشتی، ریسک طبق انواع اینکوترمز از فروشنده به خریدار منتقل میشود؛ خریدار از آن لحظه به بعد مسئول کرایه حمل دریایی، بیمه، تخلیه در مقصد و تشریفات واردات است. این ترم فقط برای حمل دریایی/رودخانهای مناسب است و برای محمولههای کانتینری (که معمولاً در ترمینال تحویل میشوند) توصیه نمیشود؛ در آن موارد FCA بهتر است.
مزیت FOB تعادل نسبتاً خوب میان مسئولیتها؛ فروشنده تا بارگیری روی کشتی مسئول است و خریدار کرایه و ریسک دریا را مدیریت میکند. در عمل، FOB از قدیمیترین انواع اصطلاحات اینکوترمز است و هنوز در تجارت سنتی کالاهای فله و پروژهای پرکاربرد است. کاندید مناسب خریدارانی که توانایی مذاکره روی نرخ فریت دریایی دارند، اما ترجیح میدهند هزینه و ریسک حمل تا بندر و عملیات بارگیری را به فروشنده بسپارند؛ صادرکنندگانی که با بندر مبدأ و فرآیند بارگیری آشنا هستند و میتوانند کیفیت بارگیری را کنترل کنند.
در گروه C از انواع اینکوترمز فروشنده کرایه حمل اصلی تا مقصد را میپردازد، اما طبق قوانین اینکوترمز ریسک کالا خیلی زودتر، در مبدأ و هنگام تحویل به حملکننده یا بارگیری روی کشتی به خریدار منتقل میشود. یعنی ممکن است فروشنده هنوز فریت را پرداخت کند، ولی اگر در مسیر مشکلی پیش بیاید، از جایی به بعد این خریدار است که باید خسارت را دنبال کند.
مزیت این گروه خریدار قیمت تمام شده حمل تا مقصد را از فروشنده میگیرد و لازم نیست دنبال نرخهای متعدد فریت بگردد، در عوض ریسک را از نقطه نسبتاً زودتری تحویل میگیرد. این مدل برای زمانی مناسب است که فروشنده در کشور خود دست بالا در مذاکره با خطوط کشتیرانی/فورواردر دارد و خریدار ترجیح میدهد روی عدد نهایی حمل از همان ابتدا شفافیت داشته باشد.
CFR یا Cost and Freight همان قیمت کالا و کرایه تا بندر مقصد است. در CFR، در انواع اینکوترمز برای حمل دریایی و آبراهی، فروشنده کالا را روی کشتی در بندر مبدأ بارگیری و ترخیص صادراتی را انجام میدهد و طبق قوانین اینکوترمز وظیفه پرداخت کرایه حمل دریایی تا بندر مقصد را بر عهده دارد. اما ریسک از لحظهای که کالا روی عرشه کشتی در بندر مبدأ قرار میگیرد، به خریدار منتقل میشود؛ یعنی اگر در مسیر حمل دریایی حادثهای رخ دهد، خریدار باید خسارت را از بیمه خود مطالبه کند.
مزیت CFR برای خریدار این است که نیازی به مذاکره با خط کشتیرانی یا فورواردر در مبدأ ندارد؛ عدد کرایه دریایی را از فروشنده میگیرد. در قرارداد مینویسید “CFR + نام بندر مقصد”، فروشنده رزرو کشتی و صدور بارنامه دریایی را انجام میدهد و خریدار بیمه و هزینههای بندر مقصد، ترخیص واردات و حمل داخلی را پوشش میدهد. کاندید مناسب CFR، محمولههای دریایی فله یا جنرالکارگو است که خریدار میخواهد فقط از بندر مقصد به بعد را مدیریت کند.
CIF یا Cost Insurance and Freight همان هزینه، بیمه و کرایه حمل تا مقصد است. در CIF، بر اساس قوانین اینکوترمز فروشنده سه چیز را تقبل میکند: هزینه کالا، کرایه حمل دریایی تا بندر مقصد و بیمه حداقلی محموله تا همان بندر. با اینحال، مثل CFR، در منطق انواع اینکوترمز ریسک کالا از لحظه بارگیری روی کشتی در بندر مبدأ به خریدار منتقل میشود؛ فروشنده فقط خریدار را ذینفع یا قابل مطالبه در بیمهای میکند که خودش خریده است.
مزیت CIF برای خریدار این است که یک قیمت تقریباً “همهچیز-داخل” تا بندر مقصد دارد و حتی بیمه را هم فروشنده هماهنگ کرده است؛ برای خریدارانی که ساختار بیمه دریایی قوی ندارند، کاربردی است. روش انجام: در قرارداد نوشته میشود “CIF + بندر مقصد”، فروشنده بارگیری، بیمه (معمولاً ۱۱۰ درصد ارزش قرارداد) و کرایه را انجام میدهد و مدارکی مثل بارنامه، بیمهنامه و فاکتور را به خریدار تحویل میدهد. کاندید مناسب CIF، معاملات کالای پایه (کامودیتی) و خریدارانی هستند که میخواهند تا بندر مقصد همهچیز را از فروشنده بگیرند، اما حاضرند ریسک را از نقطه بارگیری روی کشتی بپذیرند. در این جا بیمهگذار باید پوششی حداقلی مانند کلوز C بیمه باربری را خریداری کند.
CPT یا Carriage Paid To همان تحویل با پرداخت کرایه حمل تا مقصد است. در CPT، در چارچوب انواع اینکوترمز فروشنده هزینه حمل را تا محل تعیینشده در کشور مقصد (ترمینال، فرودگاه، شهر مقصد و…) میپردازد، اما طبق قوانین اینکوترمز ریسک از لحظه تحویل کالا به اولین حملکننده در کشور مبدأ به خریدار منتقل میشود. CPT برای هر نوع حمل (زمینی، هوایی، ریلی، چندوجهی) قابل استفاده است و عملاً نسخه چندحالته C&F/CFR محسوب میشود.
مزیت CPT این است که خریدار عدد حمل تا یک نقطه مشخص در کشور خودش را از فروشنده میگیرد، ولی در عین حال، فروشنده مجبور نیست ریسک کل مسیر را تا مقصد بپذیرد. روش اجرا: در قرارداد “CPT + نام محل مقصد” درج میشود، فروشنده با فورواردر قرارداد میبندد و خریدار از لحظه تحویل به اولین حملکننده، ریسک را بر عهده دارد و در صورت تمایل، خودش بیمه میخرد. کاندید مناسب CPT خریدارانی هستند که شبکه بیمهای قوی دارند، اما ترجیح میدهند عدد کرایه بینالمللی و بخشی از حمل داخلی را فروشنده تأمین کند.
CIP یا Carriage and Insurance Paid to همان تحویل با پرداخت کرایه حمل و بیمه تا مقصد است. CIP در انواع اصطلاحات اینکوترمز بسیار شبیه CPT است، با این تفاوت کلیدی که طبق قوانین اینکوترمز فروشنده علاوه بر پرداخت کرایه تا محل تعیینشده در مقصد، موظف است بیمهای با سطح پوشش بالاتر (معمولاً Institute Cargo Clauses A) برای حداقل ۱۱۰ درصد ارزش کالا تهیه کند. ریسک، مثل CPT، در لحظه تحویل کالا به اولین حملکننده به خریدار منتقل میشود، ولی بیمه به نفع خریدار یا ذینفعان قابل مطالبه است.
مزیت CIP خریدار در عمل تا مقصد، هم کرایه و هم بیمه را از فروشنده میگیرد، بدون اینکه خودش درگیر مذاکره بیمه باربری بینالمللی شود؛ در عین حال، نقطه انتقال ریسک زودتر است و انگیزه خریدار برای کنترل بستهبندی و تحویل اولیه بالاست. روش عملی: “CIP + نام محل مقصد” در قرارداد، فروشنده قرارداد حمل و بیمه را میبندد و اسناد حمل و بیمه را به خریدار میدهد. کاندید مناسب CIP تولیدکنندگان با تجربه صادرات و خریدارانی هستند که میخواهند سرویس نسبتاً «فولآپشن» بگیرند، اما با ریسک انتقال زودهنگام مشکلی ندارند.
در گروه D از انواع اینکوترمز فلسفه این است که فروشنده ریسک و هزینه را تا نزدیکی یا خودِ محل مقصد بر عهده بگیرد؛ یعنی بر خلاف گروه C، نقطه انتقال ریسک طبق قوانین اینکوترمز نزدیک مقصد یا خود مقصد است. در ویرایشهای جدید (Incoterms 2010 و 2020) اصطلاحات DAP، DPU و DDP فعالاند، اما در نسخههای قدیمیتر هنوز DAF، DES، DEQ و DDU در قراردادها دیده میشوند و باید دقیق تعریف شوند تا سوءتفاهم ایجاد نشود.
این گروه زمانی منطقی است که فروشنده شناخت خوبی از کشور مقصد، هزینههای حمل، تشریفات گمرکی و ریسکهای محلی دارد یا شبکه نمایندگی قوی دارد. در عمل، خریدار در گروه D میخواهد «آسودگی در مقصد» داشته باشد و حاضر است در ازای ریسک و تعهد بالای فروشنده، قیمت بالاتری بپردازد.
DAF در انواع اصطلاحات اینکوترمز قدیمی استفاده میشد و به این معناست که فروشنده کالا را تا مرز (فرانتیر) تعیینشده بین دو کشور میبرد، ترخیص صادرات را انجام میدهد و طبق قوانین اینکوترمز ریسک از لحظهای که کالا در مرز و قبل از عبور از گمرک کشور مقصد در اختیار خریدار قرار میگیرد، منتقل میشود. معمولاً برای حمل زمینی و ریلی بین دو کشور هم مرز بهکار میرفت.
مزیت DAF برای خریدار این است که تا مرز کشور خودش با مسائل حمل و گمرک مبدأ درگیر نمیشود و از آنجا به بعد (گمرک کشور مقصد، تعرفهها و حمل داخلی) را خودش مدیریت میکند. روش انجام: “DAF + نام مرز یا گذرگاه در قرارداد میآید، فروشنده تا آن نقطه همه هزینهها و ریسک را میپردازد و خریدار مسئول ترخیص واردات و ادامه حمل است. کاندید مناسب: شرکتهایی که در کشور مقصد شبکه گمرکی و حمل داخلی قوی دارند اما نمیخواهند وارد جزئیات لجستیک کشور مبدأ شوند.
در DES، در منطق قدیمی انواع اینکوترمز فروشنده ریسک و هزینه را تا زمانی به عهده دارد که کشتی در بندر مقصد پهلو گرفته و کالا روی کشتی و “آماده برای تخلیه” در اختیار خریدار باشد. طبق قوانین اینکوترمز پیشین، از لحظه دسترسی خریدار به کالا روی کشتی در بندر مقصد، ریسک به او منتقل میشود؛ هزینه تخلیه، عوارض بندری و گمرک واردات با خریدار است، مگر اینکه خلافش در قرارداد نوشته شود.
مزیت DES برای خریدار این است که دیگر درگیر ریسک سفر دریایی نیست؛ فروشنده تا لحظه رسیدن کشتی به بندر مقصد، مسئولیت را بر عهده دارد، اما خریدار تخلیه و ترخیص را خودش مدیریت میکند. روش انجام: “DES + نام بندر مقصد”، فروشنده قرارداد حمل دریایی را تنظیم میکند و معمولاً شبیه CIF هزینهها را میپردازد، با این تفاوت که ریسک هم تا بندر مقصد بر عهده اوست. کاندید مناسب DES معاملات بزرگ کالای فله که فروشنده کشتی را چارتر میکند و میخواهد کنترل کامل بر سفر دریایی داشته باشد، در حالی که خریدار فقط از بندر مقصد به بعد را در دست میگیرد.
در DEQ، طبق قوانین اینکوترمز قدیمی، فروشنده کالا را در بندر مقصد «روی اسکله» و بعد از تخلیه از کشتی تحویل میدهد؛ یعنی هم سفر دریایی و هم عملیات تخلیه را پوشش میدهد. در این انواع اصطلاحات اینکوترمز معمولاً فروشنده عوارض بندری و گاهی بخشی از عوارض واردات را نیز پرداخت میکرد، مگر در قرارداد به شکل دیگری توافق میشد.
مزیت DEQ برای خریدار این است که وقتی به سراغ کالا میرود، محموله دیگر روی اسکله و تخلیه شده است؛ او میتواند مستقیماً آن را تحویل گرفته و فقط بر ترخیص نهایی و حمل داخلی تمرکز کند. روش انجام: “DEQ + بندر مقصد” در قرارداد میآید، فروشنده تا تخلیه روی اسکله تمام ریسک و هزینه را پوشش میدهد. کاندید مناسب DEQ شرکتهایی هستند که میخواهند عملیات بندری را به فروشنده بسپارند ولی شبکه گمرکی و انبارداری قوی در بندر مقصد دارند.
در DDU، در طبقهبندی قدیمی انواع اینکوترمز فروشنده کالا را تا محل مقصد تعیینشده (انبار، کارخانه، ترمینال) میآورد، کرایهها، حمل داخلی مقصد و غالباً عوارض بندری را میپردازد، اما طبق قوانین اینکوترمز حقوق گمرکی، مالیاتها و هزینههای رسمی واردات بر عهده خریدار است. ریسک تا لحظه تحویل کالا در مقصد با فروشنده است و بعد از تحویل، به خریدار منتقل میشود.
مزیت DDU برای خریدار: یک سرویس تقریباً «درب به درب» میگیرد، ولی خودش تعرفههای گمرکی و مالیاتهای کشورش را مدیریت میکند که از نظر کنترلی و مالیاتی برای برخی شرکتها مهم است. روش انجام: “DDU + نام محل مقصد”، فروشنده همه مراحل حمل و ترخیص اولیه را انجام میدهد و خریدار در گمرک مقصد، عوارض و مالیات را میپردازد و کالا را تحویل میگیرد. کاندید مناسب DDU، خریدارانی هستند که از نظر حقوقی، ترجیح میدهند خودشان واردکننده رسمی باشند ولی میخواهند حمل را کامل به فروشنده بسپارند.
DDP در بین انواع اینکوترمز بیشترین تعهد را روی فروشنده میگذارد؛ طبق قوانین اینکوترمز فروشنده مسئول است کالا را تا محل تعیینشده در کشور خریدار برساند، همه هزینههای حمل، ترخیص صادرات، کرایه بینالمللی، ترخیص واردات، حقوق گمرکی، مالیاتها و عوارض را بپردازد و کالا را آماده تخلیه در اختیار خریدار بگذارد. ریسک نیز تا لحظه تحویل در مقصد با فروشنده است.
DDP یا Delivered Duty Paid همان تحویل کالا در محل قید شده در کشور مقصد است. مزیت DDP برای خریدار واضح است: یک قیمت کاملاً «همهچیز-داخل» میگیرد و تقریباً هیچ درگیری عملی با لجستیک و گمرک ندارد. اما برای فروشنده، DDP پرریسک است، چون باید قوانین گمرکی کشور خریدار، نرخ تعرفهها، مجوزها و ریسک تأخیرها را خوب بشناسد. روش انجام: “ DDP + نام محل مقصد”، فروشنده معمولاً در کشور خریدار شریک محلی یا کارگزار گمرکی قوی دارد. کاندید مناسب DDP، برندهای بینالمللی با شبکه توزیع جهانی و فروشندگان بزرگی هستند که عمداً میخواهند تجربه «خرید ساده» برای مشتری نهایی ایجاد کنند و توان مالی و حقوقی پوشش این ریسک را دارند.
برای تماس، در ساعات اداری با شماره های زیر تماس بگیرید و یا از واتس اپ اقدام کنید.
شمارۀ موبایل خود را وارد کنید تا مشاوران ما در ساعات اداری با شما تماس بگیرند
قوانین اینکوترمز یک چارچوب جهانی و استاندارد ایجاد میکنند تا خریدار و فروشنده دقیقاً بدانند هر قسمت از حملونقل، بیمه، ریسک و هزینهها بر عهده چه کسی است. این استانداردسازی باعث میشود اختلافات قراردادی به حداقل برسد و شفافیت در تجارت بینالمللی افزایش یابد. وجود انواع اصطلاحات اینکوترمز کمک میکند هر نوع معامله. از خرید فلهای گرفته تا حمل کانتینری و چندوجهی یک مدل مناسب داشته باشد و طرفین بر اساس انواع اینکوترمز بهترین روش را انتخاب کنند.
مزیت دیگر این قوانین، کاهش هزینههای پنهان و جلوگیری از سوءبرداشتهای رایج است؛ چون هر اصطلاح دقیقاً نقطه انتقال ریسک و مسئولیت را مشخص میکند. همچنین استفاده از اینکوترمز امکان پیشبینی هزینه نهایی، برنامهریزی مالی و مدیریت بهتر بیمه را فراهم میکند، بهخصوص برای شرکتهایی که در زنجیره تأمین بینالمللی فعالیت دارند.
اگر قراردادی بدون استفاده از قوانین اینکوترمز تنظیم شود، معمولاً اولین مشکل عدموضوح در مسئولیتها و هزینههاست؛ مشخص نیست چه کسی باید بیمه بخرد، چه کسی ترخیص صادرات یا واردات انجام دهد، یا ریسک از کدام نقطه منتقل میشود. نبود انواع اصطلاحات اینکوترمز باعث میشود هر طرف قرارداد بر اساس برداشت شخصی عمل کند و همین موضوع منجر به اختلافات حقوقی، تأخیر در حمل، توقف کالا در مرز یا حتی جریمههای گمرکی میشود.
در تجارت جهانی، نبود شفافیت میتواند هزینههای چندبرابری ایجاد کند؛ مثل پرداخت مجدد کرایه حمل، پرداخت مازاد دموراژ یا بازگرداندن محموله. بدون استفاده از انواع اینکوترمز حتی کوچکترین جزئیات مثل بارگیری، تخلیه، بستهبندی یا بیمه میتواند منجر به اختلافی سنگین شود. نتیجه نهایی این است که نبود این قوانین، ریسک را بالا میبرد و سودآوری معامله را غیرقابل پیشبینی میکند.
برای استفاده درست از قوانین اینکوترمز در بیمه باربری صادراتی و وارداتی پاسارگاد لازم است ابتدا نوع کالا، شیوه حمل، کشور مبدأ و مقصد و میزان تجربه طرفین بررسی شود. سپس از میان انواع اینکوترمز باید اصطلاحی انتخاب شود که بیشترین تناسب را با شرایط حمل داشته باشد؛ مثلاً برای محمولههای کانتینری FCA، CPT یا CIP مناسبتر از FOB و CFR هستند. پس از انتخاب دقیق، اصطلاح باید در قرارداد به صورت “ترم + نام محل” نوشته شود؛ این همان چیزی است که در انواع اصطلاحات اینکوترمز بهعنوان تعیین «نقطه تحویل» و «نقطه انتقال ریسک» شناخته میشود. استفاده عملی شامل سه مرحله است: ۱) انتخاب اصطلاح مناسب، ۲) تعیین دقیق محل تحویل، ۳) هماهنگسازی مدارک حمل، بیمه و گمرک بر اساس ترم انتخابشده. بدون این سه مرحله، حتی انتخاب اصطلاح درست نیز ممکن است به سوءبرداشت و اختلاف منجر شود.
انواع اصطلاحات اینکوترمز شامل مجموعهای از واژههای استاندارد مثل EXW، FCA، FOB، CFR، CIF، CPT، CIP، DAP، DPU و DDP هستند که هرکدام مدل منحصربهفردی از توزیع مسئولیت و ریسک را تعریف میکنند. این اصطلاحات در قوانین اینکوترمز به چهار گروه E، F، C و D تقسیم میشوند؛ گروه E حداقل تعهد فروشنده را دارد، گروه F تحویل در مبدأ بدون پرداخت کرایه حمل است، گروه C پرداخت کرایه حمل تا مقصد توسط فروشنده را پوشش میدهد و گروه D تحویل کالا در مقصد با بیشترین مسئولیت فروشنده را مشخص میکند. شناخت دقیق این انواع اینکوترمز به واردکننده و صادرکننده کمک میکند بدانند چه زمانی ریسک منتقل میشود، چه کسی باید هزینه حمل را بپردازد و مدارک حمل باید چگونه تنظیم شود. در عمل، انتخاب اشتباه اصطلاحها بیشترین علت اختلافات حملونقل بینالمللی است.
با دریافت مشاوره بیمههای باربری پاسارگاد میتوانید قبل از ثبت بیمه، دقیقاً بدانید ریسک حمل، هزینهها و مسئولیتها بر اساس انواع اینکوترمز چگونه بین خریدار و فروشنده تقسیم میشود. کارشناسان ما با تسلط کامل بر قوانین اینکوترمز و انواع اصطلاحات اینکوترمز به شما کمک میکنند مناسبترین نوع پوشش باربری داخلی یا بینالمللی را انتخاب کنید. در این مشاوره مزیتها، روش صدور، میزان تعهدات، اسناد لازم و بهترین مدل بیمه برای مسیر و نوع کالای شما بررسی میشود تا بار با کمترین ریسک و بیشترین امنیت حمل شود. همین حالا برای ثبت بیمه و دریافت راهنمایی تخصصی از بیمه پاسارگاد اقدام کنید.
